الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

11

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

خواهيم گفت كه آنها به حكم عقل اعتنائى ندارند كما سياتى ان شاء اللّه تعالى . و با قيد الإمامية خارج شد اهل سنت كه آنها دليل چهارم را نوعاً قياس مىدانند كما صرح به الغزالى در المستصفى ج 2 ص 2 . قوله : باى طريق من الطرق التى سياتى بيانها . مراد همان اسباب حكم عقل عملى است كه پنج سبب است و سياتى ذكره ان شاء اللّه تعالى . قوله : أو لزوم تركها فى انفسها . يعنى فى ذاتها با قطع نظر از حكم شارع و بيان شارع كه فلان شىء حسن است يا قبيح است . قوله : انها كذلك عند الشارع : يعنى آن افعال يا اشياء حسن يا قبيح هستند در نزد شارع . قوله : فلاجل تغليب جانب المقدمة العقلية : چون در اين موارد كبرى را عقل درك مىكند و ركن اصلى استدلال هم همين كبراى كلى است لذا جانب كبرى را مقدم داشته و نام اين دليل را عقلى گذاشته‌اند نظير : ابوين - حسنين - زينبين و . . . 2 - لما ذا سميت هذه المباحث بالملازمات العقلية ؟ مقدمهء ثانيه : چرا نام مباحث دليل عقلى و يا احكام عقليه را به ملازمات عقليه ناميده‌اند ؟ وجه تسميهء آن به ملازمات عقليه چيست ؟ جواب : مقدمتا بايد خود ملازمه را معنى كنيم كه مراد از ملازمهء عقليه چيست ؟ منظور از ملازمهء عقليه آن است كه عقل ما حكم مىكند به اينكه ملازمه است ما بين يك حكم شرعى با يك حكم ديگرى و اين دو لازم و ملزومند كه هركجا آن حكم ديگر بود اين حكم شرعى هم هست و لازمهء او است خواه آن حكم ديگر يك حكم عقلى باشد مانند اينكه شارع فرموده : وظيفهء تو در حال اضطرار اين است كه بجاى وضوء يا غسل ، با تيمم نماز بخوانى . عقل مىگويد : ملازمه است ما بين اتيان به اين مامور به در حال اضطرار با سقوط امر اختيارى اگر اضطرار زائل شد يعنى اعاده لازم ندارد و قضاء ندارد اين سقوط امر اختيارى ، حكم عقل است كه ما بين آن حكم شرعى و اين حكم عقلى ملازمه است و خواه آن حكم ديگر هم يك حكم شرعى باشد مثل اينكه شرع گفته فلان عمل كه ذى المقدمه است واجب است . عقل مىگويد ملازمه است ما بين وجوب ذى المقدمه شرعا با وجوب مقدمات آن شرعا . كه وجوب ذى المقدمه شرعى است و وجوب مقدمه هم شرعى است و عقل